على ربانى گلپايگانى
35
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
از فرزندان او را به الوهيت و نبوت توصيف كردهاند ، ائمهى اهل بيت عليهم السّلام آنان را كافر و خارج از اسلام دانستهاند » . « 1 » برخى نويسندگان ملل و نحل نيز به اين مطلب توجه داشته ، و فرقههاى غلات را در فصل جداگانهاى ذيل عنوان « فرقههاى منسوب به اسلام » آوردهاند . چنانكه بغدادى « 2 » و اسفراينى « 3 » چنين كردهاند . 2 - معيار انشعاب در هر مذهب ، اصول و عقايد اساسى آن مذهب است . و از آنجا كه اساسىترين اصل در تشيّع كه آن را از ديگر مذاهب ممتاز مىسازد اعتقاد ويژهى او در امامت است ، همين اعتقاد معيار و ملاك انشعاب به شمار مىرود ، اما اختلاف در مسايل اعتقادى ديگر را نبايد ملاك فرقهشناسى شيعى قرار داد . بر اين اساس ، ذكر بسيارى از فرقهها چون هشاميه ، يونسيّه ، نعمانيه و . . . بهعنوان فرقههاى شيعى - چنانكه در كتابهاى ملل و نحل آمده است - مبناى درستى ندارد . 3 - بسيارى از فرقههايى كه در مسألهى امامت پديد آمدهاند و در كتب ملل و نحل از آنها ياد شده است ، منقرض گرديده ، و جز زمان كوتاهى دوام نياوردهاند و امروزه فقط بهعنوان فرقههاى تاريخى از آنان ياد مىشود . بهعنوان مثال ، در كتابهاى ملل و نحل و تاريخ از فرقههاى چهاردهگانه شيعى كه پس از شهادت امام
--> ( 1 ) . تصحيح الاعتقاد ، ص 109 ، جهت آگاهى بيشتر در اين باره به كتاب « فرق و مذاهب كلامى » اثر نگارندهى اين سطور رجوع شود . ( 2 ) . الفرق بين الفرق ، ص 21 - 23 . ( 3 ) . التبصير في الدين ، 123 - 147 .